عوامل تاثیر گذار
دوستای گلم ،
از الان به بعد ، یه سری از دعاهای معروف رو میذارم اینجا . من خودم خیلی دوست دارم بخونمشون . دعاها آرامش دهنده هستن . دلیلش هم به قدرت کلمات برمیگره . حتی اگر کسی عربیش خوب نباشه و دعایی که بخاطر موقعیت مکانی پیامبر و امامان به زبان عربی نوشته شده رو بخونه ، بازم روش تاثیر مثبت گذاشته میشه . البته هر دعایی ، جا و مکانی داره و من فقد اونایی حس خوبتری بهشون دارم رو میذارم .
تمام کاری که برای درمان و پیشرفت انجام میدم ، در سه چیز خلاصه میشه :
۱_خوردن دارو ها برای درمان ۲_ورزش کردن ذهن با کتاب و بدن با حرکات ورزشی ۳_خوندن دعاهایی که اینجا قرار میدم .
خوندن دعا ، ضرورتی نداره که هر روز انجام بشه ، چون طولانی هستن و ممکنه فرسایشی بشه کار .
دیشب از کولرمون یا از یه منبع دیگه ای بوی عطر اومد . خیلی بوی خفیفی بود . مامانم اول فهمید و گفت برم ببینم واقن بوی عطر میاد ؟ منم تونستم یه بوی خیلی خفیفی رو استشمام کنم که شبیه بوی گل محمدی های باغچه مامان بزرگم بود .
این اتفاق عجیبی بود برای من .
اتفاق عجیب دوم ، سردرد نگرفتن با وجود خواب بیش از حده . این میتونه نشانه ای باشه از این که کلافگی میتونه باعث سردرد بشه ؛ چون تقریبا تنها تفاوت بزرگ در اتفاقات اخیر نسبت به گذشته ، کلافگی کمتر بود .
شاین اول سردرد کم شد و بعدش کلافگی
شاید اول کلافگی کم شد و بعدش سردرد
ولی من بنظرم دومی درست تره . من چهار روز دارو نخورده بودم . وقتی دارو هارو شروع کردم ، به یکباره به حالت آرامش رسید ولی خب قبل از دارو خوردن و در اون چهار روز ، بازم حالم خوب بود و فقد تکانشی شده بودم . ینی افسردگیم کم شده بود و وسواسم پایین اومده بود . اضطرابم هم نمیدونم چطور بود . من توی یه سایتی خوندم که کم شدن دارو ها ، مثل افزایش دارو ها ، میتونه باعث بهتر شدن حال بیمار بشه ولی ازون جایی که با افزایش دارو ، لزوما تاثیرپذیری مثبت بیشتر نمیشه ، با کم کردن دارو هم ، تاثیر پذیری های مثبت بیشتر نمیشن .
عامل مهم بعدی ، گیر دادن کمتر مامانم بود . مامانم بعد از حرف با اون دکتره که باهم و برای من رفتیم ، ظاهراً یه سری رفتار هاش رو تصمیم گرفته ول کنه و انسانیتی که خیلی در وجودش دیده نمیشه رو به نمایش بذاره .
عامل بعدی کمک خودم به خودم بود . محل نذاشتن به استرس های اتفاقات آینده ، تاثیرش نسبتا زیاد بود . البته هنوزم استرس اتفاقات آینده رو دارم .نمیدونم چی پیش میاد . امشب یا فردا ، دعای یستشیر رو میخونم و دعا میکنم و امیدوارم که خدا نزنه کارمو یه سره کنه !
پس عوامل کمک کننده این ها بودن :
حضور خدا و کمکش از طریق واسطه هاش و مواردی از قبیل :
قطع دارو / شروع دوباره دارو / اضافه شدن الانزاپین و کلومیپرامین به لیست دارو ها و حذف ویاس / گیر ندادن خانواده و فروکش کردن حرف و سخن های سادیستیکِ ذاتیشون / کمتر شدن یا بی صدا شدنِ دادنِ اطلاعاتِ من به بقیه / کاهش خاله زنک بازی فامیل ها درمورد من ، بخاطر اختلافات مسخره ای که جدیدا بینشونه .
خوش اومدین ❤️. برخلاف عکس پروفایل ، من یک پسر هستم . جنسیتِ مذکر ، توی پروفایل هم گفته شده .