دیروز بخاطر ساعت مطالعه ای که برام سخت بود بخونم ، به خوندن ، گارد گرفتم . خیلی ناراحت شدم که این کارو نکردم و هیچی نخوندم 😢.

ولی امروز به هیچ وجه قابل پذیرش نیست اشتباهم . من میخواستم دو ساعت بخونم ولی این کارو نکردم . بازم کم کاری کردم و بعد از ظهر هم دیگه نمیشد کاری کرد . چون رفتم حموم که بعدش بریم خونه یکی از فامیل های بابام . از اونجا ، رفتیم خونه عمم. در واقع برای افطار و شام ، خونه عمم بودیم . دوتا از عمو هام و خانوادشون هم بودن . پدر بزرگ و مادربزرگمم بودن . تازه اومدیم خونه .

دیروز دست گرمی بود . دو هفته نخونده بودم و نمی‌دونستم چقد بخونم . دیدم نمیشه سه ساعت خوند و کلافه شدم و هیچی نخوندم . پس قلق گیری بود دیروز .

اما امروز حق نداشتم نخونم . چرا دیر بیدار شدم ؟ چرا ورزش رو گذاشتم ظهر ساعت سه ؟ چرا واقن ؟ خیلی گشاد شدم . ولی جبران میکنم . نمیذارم اشتباهات ، زیاد بشن .

درضمن امروز برنامه ورزشی توی خونه ، کامل انجام نشد ولی اشتباه در نظر نمیگیرمش . چون نمی‌دونستم چقد خسته میشم و چقد جون دارم . فقد تخمین زدم . ولی پتانسیل شروعم ، کمتر از چیزی بود که فکرشو میکردم . عیب نداره. الان می‌دونم چیکار کنم .

سعی میکنم کم کاری نکنم مثل درس نخوندن امروزم .

نباید تکرار بشه .

قراره کارای بزرگ بکنم . اینجوری خودمم نمیتونم خوشبخت کنم چه برسه به کس دیگه .

عوض میکنم خودمو .

پس برای دومین بار ، درس خوندن رو شروع میکنیم . یک بار اشتباه ، مشکلی نداره . در واقع ، اولین امتحان و اولین روز کار ، اگه کار درست پیش نره ، ایرادی وجود نداره.

به این شکل ، دوباره شروع میکنیم :

شروع ترک عادت درس نخوندن برای دومین بار

🌱🌱🌱🔥🔥🔥❤️❤️